X
هیات سیده زینب
غمنـــامـــه

(دردـهای نگفتـــه!) در مصاحبت شکیب

پر از دردم...!
نویسنده : شکیب تاریخ : جمعه 1 فروردين 1393 زمان : 23

   درد دارم!

نمی بینی!!...              پر از بغضم! خون جگر مانده ام! لبا لب زخمم... سینه سوخته ی زجرم!!...

فاطمه(صل الله علیک)... چه بر علی(علیه السلام) می آورد، میخ های دری که به رویت بستند؟!!! به جرم اینکه با علی(علیه السلام)  هستی!!

چقدر پر درد است این تصویر!... چه ابری گرفته اند بر ماهی که به عشق علی(علیه السلام)، می تابد این شب ها!...

فاطمه(سلام علیک)! این انقلاب، برای توست، از دست مغیره ها بگیر طناب بردنش را!

من هم می کشم... سر ریسمانی که علی(علیه السلام) می برد غم وصل تو را به جور اعدا...

با این همه خستگی... !                رها مکن!!

                                                    بکش!!                 جور عشق را بکش.........!!            

                   آه...                               وای!....                                        مادر...

                   بس است!....                                           ز هوش افتادی....                

                                                                                                                  علی ز فصلت؛      مرد!!!


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


سالی بنام فاطمه(س)...
نویسنده : شکیب تاریخ : پنجشنبه 29 اسفند 1392 زمان : 21

با تو شروع می کنم...

با فاطمه(سلام الله علیها)... با تو زهرا می شوم از هر چه دنیا! ای بانوی مکرمه... صدیقه، طاهره... ای نو ترین سال من!

زهرای من... چه سالی باشد این سال، که تو شروعش باشی... چه استیلایی دارد علی(علیه السلام) از زبان تو... از دست تو... از فهم تو...

از چشم و... از زخم های کبود و سرخ گونه و سینه و پهلوی خدا!... با تو شروع میکنم!

سالی که باید نو شوم؛ از خود... از کهنگی های روح خسته از من! نو میشوم به نامت... به عشقت... به یومنت!

زهرای من، مادر!!...

با تو شروع میکنم، سالی که شاید، گره از عقده های فرج باز شود.... یوسفت باز آید مادر! فرجی شود به انتظار شیعه ها!

هنوز هم منتطر باید ماند، به سالی که تو آغازش کنی... به روزی که تو مقدمش داری به گرامی... به مهر و به... مهربانی!

فدایت شوم، که شاید نایی نمانده برایت، که بیایی تا در به استقبال علی(علیه السلام)... به غمخواری از لجه درد های مردی خسته...!!

پهلویی شکسته آوردی که خجالت نکشد، غیرت شکسته ای... خنجر به گلو نشسته ای!...

فاطمه(سلام الله علیها)... مادر، فدایت شود نوکر نوکران نوگلانت... . 


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


با پای پیاده...
نویسنده : شکیب تاریخ : يکشنبه 29 دی 1392 زمان : 17

وقتی که راه میرفتم به مسیری که می رسید به حسین(علیه السلام)...

دائما" میون انبوه عشاق و مجانین رهسپار، از خودم سوالی داشتم: شکیب! دنبال چی اومدی اینجا؟!

شاید این بار هم برگردی و خودت بمونی باز!! چرا پس، رنگی از عشق به تو نیست بعد سه بار مهلت وصال؟!! چرا هنوز هم که هنوزه! در مسیری قدم میزنی که دلت گرچه گاهی با راه یکی بوده ولی... انگار که بعد از این آن چنان که باید، نیست!! انگار باز هم تنفر میشه پیدا به دلم چون که تا هنوز... این قدم های منافق من، نشان هم راهی تو...مولا، نیست!!

انگار از این راه... تا حسینی(علیه السلام) شدن من؛ قدم بسیاره... حتی ضریح تو...!!! تا فهم وجودت، دوره حسین(علیه السلام) از دست من!!!... و دل من به تو از ضریحت، نزدیک تر بود... وقتی که اسمت روی لبم از دل، جاری هست... حتی زمانیکه از جسم من تا تنت... هزار هزار قدم، فاصله حائل شن!... تو دلم خونه داری، صاحب من!...

امشب، باز گرچه قد خودم... میگم: حسین(علیه السلام) جانم... آقا! دوست دارم، رفیق دلم... 

با این نارفیق! بازم، خوش مرامی کن...


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


ادبیات اینگیلیسی!
نویسنده : شکیب تاریخ : جمعه 22 آذر 1392 زمان : 15

اگه قرار باشه که در حوزه به همین دروس فعلی اکتفا بشه؛ اوضاع بهتر از این نخواهد بود!

در حوزه ای که چهارده سال از عمر طلاب رو بگیرند و از تاریخ معاصر، سیاسات خصمانه ی انگلیس و استعمار غرب و خوی استکباری آمریکا، اشاره و تبیین و تقسیر و تاکیدی بر گوشه ای از وصایای حضرت امام(ره) و یا رهنمود های مقام معظم رهبری(دامت بقائه)، معضلات و مشکلات مبتلابه مردمی و روش های موثر تبلیغی و ارتباطی، آشنایی با فرق و نهله ها و گروهک های فعال موجود و جریانات سیاسی - فرهنگی معاصر، تفسیر و تبیین شبهات موجود در رابطه با اصلی ترین مسائل دینی و یا مسئله ی مهمی چون ولایت فقیه و مهمتر از همه.... ( قرآن، روایات و سیره و سنت اهل البیت(ع)) اثری بر جا و حرفی بر لب نباشد!!!!!! چه خواهد درآمد؟!!! ....  

آیا لازم و البته کافیست؟!! که ده سال از شریف ترین اوقات عمر یک محصل دینی گرفته شود که در آخر فردی بسازیم با یک بقچه اندوخته هایی از:  دستور زبان ادبیات عرب، کلیات منطقی، چکیده ای از کلیات اصول اعتقادی، احکام فقهی از زبان حضرات شهیدین(ره) و آداب تجارت از زبان شیخ انصاری(ره)، اصول روش استنباط  با  سه دوره مرور (کل به جزء) به سبک موجز و مظفر(ره) و آخوند خراسانی(ره) و البته شب های امتحانی آخر ترم که صرف نظارت خلاصه تفسیر نمونه ی تک جزئی از قرآن می شود و یک نامه و خطبه از کتاب شریف نهج البلاغه... به انضمام  هزار صفحه تاریخ اسلام و چند جزوه ی صد صفحه ای؟!!!!... 

و البته روش شناسی تحصیلی را نیز باید برسی نمود که چرا از بیست و چهار پنج سال پیش بحث نمره ای کردن حوزه و ترمی نمودن سال تحصیلی و... پیش آوردیم؟! که از مزایای روش های مطالعات دانشگاهی غرب بهره مند و از معضلات روش های تحصیلی روش سنتی نیز مصون باشیم!!!!!

همین بود بهترین روش های اتلاف عمر طلاب؟! آیا نمی شود که به گونه این آثار لازمه را تبیین نمود که در پنج سال جمع شود؟! نمی شود به گونه ای برنامه ریزی کرد که طلاب بعد شش سال که (لیاقت تبلیغ!!!) پیدا میکنند و دستشان چیزی جز (احکام و ادبیات بلا استفاده و دو سر زبان مغالطه و توجیه گری نیست)... علاوه بر آنکه گوشه نگاهی درست به جامعه  پیش روی خود داشته، دو جمله حرف و عمل نیز به درمانشان ببرند؟! 

این ده سال را ما چگونه تباه کنیم به مضاق انگلیسی ها خوش تر آید؟! آیا لازم است که عمر شریف طلاب حوزات علمیه!!! صرف قیل و قال های این و آن شود که ثمره اش به قول آقایان فقط علمیست؟!!!!! و حتی گاهی علمی هم نیست؟!!!! حقیقتا" امام صادق (ع) راضیست که امروز مشغولیت علمی شاگردانش همین کتب ناقص و فرعی باشد که به اسم تعلیم روش های اجتهاد دینی، بخورانیم به طلاب به خیال قوت آنها و اصلاح جامعه؟!! که در آخر تکلیفش این باشد، بعد چهارده سال کشتی با این آموزه های فراگیر!! خود برود ببیند که حرف اسلام  درامورات مختلفه چه می باشد و درد مردم چه هست؟!!! پس ما چه کردیم بعد این سال ها؟!!!

مردمی که از ما انتظار حل معضلات پیچیده و مبتلابه خود را دارند؟! آن هم اگر با اغماض پذیرفته باشیم: مرجع و ملجاء خود را روحانیت حاضر بدانند!، ما چه داریم برای درمانشان؟!!! اصلا" می فهمیم درد انسان معاصر چیست؟! اصلا" می دانیم اسلام چه می گوید؟! و اصلا" یاد گرفته ایم که چگونه باید درمان کرد؟!!! این است دروسی که اگر با هزار تسامح بگوییم مطالعه ی خط به خط همین کتب بلا ایراد!! فعلی لازم است؛ آیا میشود این ادعا را هم بکنیم که آقای طلبه! بعد ده سال گذران این سه سطح حالا که تشریف می آوری تا چهار سال دیگر هم در خدمت ما به درس خارج اعاظم وقت، (فقه الاحکام و اصول الفقه) را مجتهد شوی! آنچه به تو  فهمانده ایم برای طبابت علمی - معنوی و حل مشلات مردم نا آشنای اسلامتان، کافیست؟!!!

حقیقتا" بعد از تذکرات مکرر رهبری عزیز بر حضرات قم نشین و مجتهدین مدعی وقت! در اصلاح  سیر و محتوای  دروس حوزات علمیه... این است حاصل کار؟!!

در حوزه ای که اثری از قرآن و اهل بیت پیغمبر(ص) نباشد!!!! و در جامعه ای که هادیان دینی و مصلحان مدعی! اصول الهی را فروع می پندارند!!!! و فروع خود ساخته را اصول!!!! روزگار فردایمان چه خواهد بود؟!!!


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


مذاکره با شیطان!
نویسنده : شکیب تاریخ : پنجشنبه 21 آذر 1392 زمان : 15

اسم این نه دگماتیسم فکریه و نه جمود اندیشه و نه حتی بی منطق رفتن و آرمان گرای بی استدلال بودن! 

اگر جمع ضدین محال نبود حرف شما هم متین می نمود! عزیزم صحبت بر سر مذاکره با دولتیه که ریشه و پی ریزیش بر اساس استکبار و استعمار شکل گرفته و شالودش با استثمار و چپاول همه جانبه ی ملت های مستضعف جهان اجین و گره خوردس! مگه با کسی که  با اصل وجود شما مشکل داره و آرمانی ترین هدفش ریشه کنی شماست میشه نشست و بر سر حقوق شخصی با منطق و خوش صحبتی به توافق رسید؟!!

ساده لوح ترین فرد هم میفهمه که مشکل سر چگونگی تفهیم حقانیت ما یا شما نیست!! از کجا مشکل راهبرد مذاکراتی و ادبیات مورد صحبت بوده که این آقایون ادعا میکنند سه ماهه تونستن گلی به سر ملت بزنن که بهتر از اونها هم بیست ساله که موفق به اون نشدن!

حالا عالیجناب تشریف بردن اونور ترکمنچای رو با پشت زمینه ی"ایران دوستت دارم!" امضا کردن میان اینجا به ملت تبریکم میگن! نوبره والله!! وقتیم میگی: عزیزم این گلی که کاشتی چی بوده حالا؟!چی امضا کردی گلم؟!! میگه خیالت تخت... بعد بوی گندش یواش یواش از آب سنگین اراک و غنی سازی 5 درصد و توقف ساخت سانتیریفیوژ و عزت داده میاد!!

آیا رذومه ی تاریخی این دولت کثیف، منحوس و سیاه برای حال نگری امروزش کافی نیست؟! 28 مرداد و چاول 60 ساله ی ملت، درخواست حق کاپیتولاسیون، حمایت و جانشینی پهلوی خائن و اعوان انصارش، پایه ریزی اقتصاد ربوی، ناو وینسنس، قضیه طبس و کودتای نوژه و منافقین و تحریم و توهین و ترور و قضایای هسته ای و.... هم، همه با هم صلوات!!؟!!

مگر روند امروزه ی این دولت نسبت به دو سال پیش، بیست سال پیش، شصت و یا صد سال پیش تفاوتی کرده که حالا ما بخواهیم رفتارمون رو در جهت اشتراکات دو دولت پیش بکشیم!؟ اصلا" مگر سیاست های این دولت دست ملت یا حتی عروسک های جلو صحنشونه که حالا با تغییر شخص و یا تغییر لحن کسی یک شبه کل جنایات کثیفشون یادمون بره؟!

دعوا بر سر وجود و یا عدم وجود دولت مردمی با اصول اسلامی مذهب بر حق تشیعست برادر جان... دعوا باز هم بر سر قبول و یا رد علیست(ع)!!

ساده انگارانه ترین حالت ممکن همین نگاه مذاکره بود که البته به قول رهبری معظم عزیز، "این هم تجربه ایست!" برای فراموش کارانی که هر شب ترسشان یاد هندوستان می کند و جای تقویت بنیه داخلی و عزم بر ارتقای رده ی علمی - اقتصادی ملت عزیز، گردن به دو دولت جهان خوار کج می کنند و جیره_ مواجیب می طلبند از ترس آنکه نکند فردایی از گرسنگی بمیرند یا که خوراک بمب های جنگنده ها و اژدر ناوهاشان شوند که خدایی نکرده دو سه روزی کمتر از این دنیای ننگینشان بخورند وبه ذلت استفاده کنند!

انگار همین علم دسترسی به غنی سازی 20 درصد را هم آنها به ما دادند؟! انگار نه انگار که کار دست همین نخبگان عزیزمان بوده!! خدا نکند که خوراک فلسفه ی غرب شویم و لقمه ی چرب شهوت پرستی های نفس لذت طلب و راحت اندیش!

همین بس بود در جواب تیم مذاکره ی ایران عزیز که شارلاتان محل، امروزی چنین بگوید: ما بعد ده سال توانستیم فعالیت های هسته ای ایران را متوقف کنیم! یا که بگوید: من به رئیس جمهور روحانی هم اعتماد ندارم!! یا که حتی بگوید: در هیچ کجای مذاکرات بندی دال بر حقانیت استفاده ی ایران از انرژی هسته ای وجود نداشته!!! و یا حتی بگوید: ما از 120 میلیارد دلاری که از پول ملت ایران در بانک های خارجی بلوکه کرده ایم اگر ایران به تعهدات خود درین چند ماه عمل کند شاید 7 میلیاردش را آزاد بگذاریم!!!

مثل اینکه گردن کلفتی بیاید و دست در جیب شما کند و 10 هزار تومان پولتان را بردارد... و بعد بگوید که بعد از آنکه این کارهای نامشروع را به زور انجام دادی! 500 تومنش را به تو بر میگردانم و بعد، تو که رفتی و شروع کردی به انجام دادن آن کارها به تو بگوید: شاید از قیافت خوشم نیومد و کل 500 تومن را هم ندهم!!!  و بعد... تو بگویی: عجب اقتداری آفریدم، زورم که نمیرسد لااقل کاری کنم که 200 تومنش برگردد!!

خاک عالم بر سر هرچی ذلیل و مفلوک و شکم باره ی بی عرضه ای که ظاهر خیرخواه و روشن فکر بگیره!

این حرف های مزخرف دردش از امضای عهدنامه ی رویتر هم بد تر است آقایانه شکم اندیش و عزت ملت زیر پا گذار!!

باز هم سکوت می کنیم تا افتضاحات بعدی شما... از باب دولت امید و تدبیر! مادامی که جای خدا و اتکای به عقل والای اسلامی، تکا و امیدتان آمریکایتان باشد و تدبیرتان به کار گیری اندیشه هاشان!! اف بر آخوند های آمریکایی!!...

 


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


روزگار من کجا ای حر؟!
نویسنده : شکیب تاریخ : جمعه 17 آبان 1392 زمان : 13

ای حر... آزاد از چه شدی...؟! از خود؟

تفاوت بین ما فرق اسارت است و آزادی... آرزوی جدایی از زنجیر، میل به بیداری! کاش میشد، چون تو باشد این نفس خود محور کوراندیش! کاش مثل تو بودم، مثل تویی که بریدی دست دریده ی خود بندی ات را از سر کمال خویش... چون تویی که به یک تلنگر از نگاه عاشق کشش... گرفتار شدی و از خود دریدی... چون تویی که افتادی و تا ابد سر بلند از خود رمیدی... ای حر!

چه گویم از آزادگی!؟! تمنا می کنم سهمی از این جام کیمیایی را که می نوشیدی از کاس دستان حسین(علیه السلام)... کاش میشد من هم، در خط تو باشم، در کنارت، پا برهنه... جدا از قید، مطلق از هوای هوس بارگی های نفس شهوت خواهی ام... پر زنم تا اوج دلداگی عشاق ره پیدا...

دلم آرزو دارد تو را، ای آزاد مرد...

حر قصه ی من... در من، جای تو خالیست... 

 


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


سهم بیداری...
نویسنده : شکیب تاریخ : جمعه 3 آبان 1392 زمان : 20

این چند وقتی که نیستم... پی امور زندگی شاید! بیشتر به دغدغه های روزمره گون افتادم و پی تکمیل فهم وسایط تحقق مقصود میگردم...

الحمدلله کار و بار با همه ی پیچیدگی ها و بعضا" دشواری های تلخی که داره، رو به رشد و تعالی گرفته و از پشت سحاب سیاه روزگار نوید بارون رحمت و روشنای خورشید عنایت داره... دلم برا رفتن و دیدنت تنگه...

ای گمشده ی ایام، زخم دل تنگی... 

آقای رو به محرم...


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


مدیریت فرقه ای!!
نویسنده : شکیب تاریخ : دوشنبه 18 شهريور 1392 زمان : 12

واقعا" انقدر مدیران سابق و وزرای پیشین ناقص و ناکارآمد بودند که لازم بود همشون از دم عوض بشن؟!!!

واقعا" یه مدیر لایق و متخصص و کارا و متعهد نداشتیم!؟!!؟ پس باید قبول کنیم که ما در هشت سال گذشته هیچ کار مثبت و عملکرد درستی از دولت پیشین ندیدیم و این حجم چند برابری کار انجام شده و این پیشرفت تصاعدی بخش علمی و عمرانی و خدماتی... همش کشک بوده دیگه؟! لابد اطلاق صفت "دولت خدمتگذار" توسط رهبر انقلاب هم واسه خوشامد مشایی ها بوده دیگه!!؟!!

آخه منفعت طلبی و کار بنیادی و به قول سعید قاسمی کار "ریشه ای!!!" هم حدی داره... به قول حضرت آقا(مدطله العالی): گمان نکنید که رای به یک کاندیدا رای به یک دولت برای عملکردی 4 یا 8 ساله است.... گاهی یک رویه 4 ساله باعث میشود کشور برای 40 سال عقب بیفتد!!

بله!! خوب مدیران فبلی حتما" مانع از تحقق اهداف والای دولت فعلی بودند و طبعشون با اشتهای شگرف دولتمردان فعلی سازگار نبوده که لازم شده همشون برداشته بشند و با نخبگان! و متخصصان!! و متعهدانه!!! فعلی جایگزین بشن... بغیر از 5-6 تا وزیر که سابقه خوب و تخصص به سزایی داشتن و برا مشروعیت بخشیدن به کابینه ی دولت منصوب شدن... ما بقی، سوابق کاری درخشانی داشتن...!! تا اونجا که انقدر مواضع سه تاشون در فتنه ی 88 زیبا و فوق العاده بود که همون نماینده های اصلاح منش و مذاکره طلب مجلس! هم شرم کردن که بهشون رای بدن...

ای وای از این همه اعتدال در اجرای عدالت...!!! معنای تدبیر و اعتدال رو هم فهمیدیم:

تدبیر در ریشه کنی اقدامات درست گذشته و اعتدال  در جایی که میشود عالی بود!!!...


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


طنز نا مبارک!
نویسنده : شکیب تاریخ : دوشنبه 18 شهريور 1392 زمان : 11

وقتی که دادگاه وابسته ی ارتش مصر...

در رسیدگی به پرونده ی عملکرد این نا مبارک دیکتاتور... به این نتیجه رسید که این بنده خدا هیچ تخلف قانونی و هیچ عملکرد غیر اخلاقی و انسانی تو کارنامه ی 30 سالش نداشته!!! و بعد از ناوارد دونستنه (اتهام!!!) دستور کشتار 800000 نفری تظاهرات ضد دولتی مصر در سه سال پیش و مردود دانستنه اتهامه!!! قتل و کشتار مخالفین دولت و وجود زندان های مخفی و وابستگی به سرویس های جاسوسی موساد و سیا و... به این نتیجه رسید که فقط یه پرونده این وسط وجود داره که باید مورد برسی قرار بگیره و اونم: اتهامه!!! اخذ رشوه ی چند میلیونی از یه روزنامه ی دولتی بوده!!! به این نتیجه رسیدم که:... جوک های مزحکی که بین ما ایرانیا رایجه ساخته و پرداخته ی ارتشی های مصره تا وابستگان اینگیلیسی!!...

میخواستم به ایمیل رسیدگی به شکایات مردمی ارتش مصر، مطلبی ارسال کنم و بگم: شما که انقدر دقتتون به مسائل و عملکرد افراد زیاده، زحمت بکشید نمره های دوران دبیرستان و راهنمایی جناب نامبارک رو هم برسی بفرمایید؛ بلکه یه دو تا تجدیدی گیر بیارید و براش حکمی در نظر بگیرید...!! (عاقبت سنی مآبی و بی رهبر انقلاب کردنه مردم مصر....!!)


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


تاسف برای بی لیاقتی ها
نویسنده : شکیب تاریخ : دوشنبه 18 شهريور 1392 زمان : 11

بسی جای تاسف داره این عملکرد نمایندگان نا لایق و کوچک مغز تهران...

با انتخاب مسجد جامعی بعنوان مسئول شورا و تردید بین انتخاب قالیباف و هاشمی.... خاک عالم بر سر این عقب افتادگان عقلی و اخلاقی و مذهبی... که عملکرد فوق العاده ی جناب قالیباف رو در این هشت سال مدیریت شهرداری تهران به سخره میگیرند و برای تعویض چنین شهردار زحمتکشی با کسی که ...!!! به اختلاف می نشینند! برای کشور خودم وبرای تهرانی ها متاسفم از اینکه چنین نمایندگانی مسئولیت رسیدگی به ملزومات رفع نیاز شهروندانش رو بر عهده دارند و با بی لیاقتی تمام رای گیری دکتر قالیباف رو با محسن هاشمی به دور دوم می کشونن!!

باز هم متاسفم از روی کار آمدن مدیران و مسئولانی در این کشور که بیشتر از اونکه به انقلاب  و استمرار راه اسلام - مسلمین و صلاح - مصلحت کشورشون فکر کنن، به فکر تشکیل باند های کفتارمنشی و انگل مآبی هستن که با فراق بال بیشتری به جیره خواری ها و بخور بخوابی های گذشتشون برسن و جیب های میلیاردیشون رو به گنجایش تیلیاردی تغییر بدن...

با چه رویی میشه گفت: دولت غم سر اومده؟!!!!!!....

ولی باید گوشزد نمود: این مدیران هر چی که باشند، با رای ملت بالا اومدند و هر کاری که بکنند از سر میزان لیاقت ملت بوده!

به قولی: جای اعتراض برای رای دهندگان به این ها نیست، خلایق، هر چه لایق!... .


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


فرصتی نیست...
نویسنده : شکیب تاریخ : جمعه 11 مرداد 1392 زمان : 4

این روزا واقعا" سرم شلوغه...

البته بیش تر اونکه درگیر امورات فیزیکی باشم درگیر دست و پنجه نرم کردن با برنامه ریزی ها و جهت گیری های آیندم... دوره ای که درش قرار داریم از لحاظ پیچیدگی و فراگیری بسیار خاص و تازس! اگه یخده حواست جمع و جور نباشه و یه موقع سر یه دو راهی، یه انتخاب غلط بکنی... یهو دیدی واسه چند سالی از متن ماجرا عقب افتادی و (به حول اصل) درگیر حواشی شدی! درین مواقع باید عقل و خرد رو در راستای آینده نگری و درک درست از شرایط امروز و فردا و نیاز حقیقی به کار گرفت و بهترین و مناسب ترین گزینه رو برای معطوف کردن تلاش فردی انتخاب کرد.

سرعت تغییرات و تحولات بسیار زیاده... باید اصلو چسبید و راه رو از کژ راه و بی راه و بد راه تشخیص داد و با عزم و جزمی درخور، دل به میدون زد و تن به دریا سپرد... شرمنده که کمتر وقتی برای نوشتن هست!! 


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


تا آخرین نفس...
نویسنده : شکیب تاریخ : شنبه 22 تير 1392 زمان : 0

 بعد از این حوادث اخیر، چند وقتیه که دست و دلم به نوشتن و زبون وا کردن نمی ره...

داشتم نگاهی به مطالب مینداختم که گفتم ورق زدن  کتاب خاطرات گذشته، خالی از لطف نیست؛ گر چه صحبتی از خاطرات نمی کنم ولی حرفی با امروز دارم: اولین کلامی که به ذهن می رسه، باور ناپذیری رفتن رفقاست... دل بی تاب، جای گریه داره، خیلی زیاد!! قدر تموم بغض های گلو بریده! نه فقط به بهونه ی از دست رفتن هم نفسان! بلکه به  وا کردن عقده از دلبستگی های غافلانه ی امثال من به این دنیای فریبنده و چشم نواز و دست و پا گیر... به این کالای غرور و معرکه ی لهو... بخاطر مستی به شب نشینی  درین میکده ی لعب! چرا باورمون نمی شه که عجل دمه گوشمونه و عمرمون محدود؟!!... آقا امیرالمومنین(ع) در گوشه ای از بیانات غرّاشون می فرمایند: (مرگ) از سایه به تو نزدیک تر... همچو صیاد به دنبال صیدش... و از مادر به فرزند خود مشتاق تره!!

پس چرا باورمون نمیاد که اینجا و نه هیچ کجا... ارزش وادادگی به گناه و گستاخی در پیشگاه خالق، نداره! این شیطون هفت خط راه شناس، ارزش همراهی و پیروی... و"انسان" شانیت ذلالت و پستی؛ نداره! این فرصت قلیلی که میگذره، ثانیه به ثانیش منو به لحظه ی آخرم نزدیک تر می کنه و از وجودش داد می زنه: ارزش دل، به ناپاکی سپردن و کج رفتن  و رئفت به قوام چون سنگ گشتن، چهره از زشتی خواستن، کم موندن و از اقبال عمل کاستن، ظرف خضوع از کبر گرفتن و از دست حرص خوردن و در فاضلاب  حسد تن زدن! و با ریسمان پوسیده با خود یا دیگران از دروغ و تهمت بافتن... به شیوه ی ظلم رفتن! به منصب عقل پای جهل نشاندن و به موعد جبران سستی بردن! بجای صبر عجلت و بجای قنائت حرص داشتن!!! به روشنای حقیقت  فریب شب دیدن و به منجلاب غیبت گرسنگی از کیش غفلت خوردن و به طمع از بی راهه ی هرزگی، قصور دیدن و به مات عصیان مهره ها یکی خلف دیگری"سوختن" و بند سپید هدایت بر دام سیاه ضلالت دوختن... نداره...

مهلت من، تا به کجای مسیر عقربه هاست...؟!! پنجاه سال بعد از این؟ بیست سال؟! هفت سال؟!! یک سال و چندی؟!!! دو ماه؟!!!! نه روز؟!!!!! چند ساعت؟ یا که چند قدم از نفس نفسای این عقرب دم سیاه؟!؟!!... والله قسم این عروس خائن مردم فریب، لیاقت زنیت و عقدیت نداره!! نداره ای غافل از حقایق!! ای سرخوش عالم!... باید بیش ازین ها به گوش بود... حواسو جمع کرد و پای دلو سفت گرفت. به خودت بیا (ای من! ای: رفیق ترین انیس این دنیا!)... 

قدر نعمت بدون! یاد خدا باش!! منتظر مرگ... به امید مهلت، شاکر فرصت... مطیع حق... به کار(عشق!)... و دلبریده از هر فناپذیر گذرای ظاهرساز... رو به آسمون کن ... گر چه پا به زمین داری... به دلت، رنگ خدا بگیر... روی خاک این شهر پر زرق و برق... میون هوای مسموم غفلت زدگی ها!... فکر آتیه باش، رو به آسمون کن ... تا آخرین نفس، (آدم بمون...) . !!



 


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


صبح ظهور...
نویسنده : شکیب تاریخ : سه شنبه 4 تير 1392 زمان : 1

 درست ترین اقدام، از برای به ظهور رسانیدن حقیقت اسلام... تا به نمایش درآوردن مغز راه گشای اسلام... و از برای مقدمه سازی ورود و بر حق نشینی حجت الله فی العالمین... حضرت ولی الله الاعظم، مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف)... به ظهور رسانی اسلام در وجود خود است!

تا که من به فرامین اسلامی... آنگونه که باید، و آنگونه که به اقتضای اوضاع موجود است... مزین و عامل نگردم، اصلاح و تغییر هیچ وضع و هیچ شخص و هیچ حالی ممکن نخواهد بود. بزرگ ترین مانع بر سر راه حق به امکان تحقق وعده ی قطع الهی... (منم!!!) و خواست من... و اراده و میل و مقصودم!  تا که من پیرو نباشم، شیعه نگردم!  تا که من موی به موی... یک به یک... دانه دانه... هر یک از دستورات و آموخته های اسلام عزیز محمدی(ص) را به طریقه ی علوی(ع) مجری و معمول نگردم، (بد ز این نباشد، به نخواهد بود...) لحظه لحظه، ثانیه ها... رو به سیاهی زمان می برند و از سوی مخالف... یارانی در پی کمال می کنند سوی، که تبلور جلایشان از برق نیش خند امیدشان پیداست... و جسم ایمانشان به قوت عشق و اطاعت از حق... به هضم در امر ولی، تنومند... 

شب به شب شیاطین بزایند و ظلمت به ظلمت بی ستاره تر گردد و صبح به صبح... فجر تا به سپیده .... ستاره های معرفت و تسلیم به اخلاق و عمل، تا به ظهور رسیدن یاران مهدی(عج)، روشن تر... آن صبح، خواهد آمد.... برای فردای خود، باید از هم اکنون به رمز: غرش ذوالفقار علی(ع)... به جان سپردگی زهرا(س) و به خون دادگی حسین(ع)، شروع کرد! اگر چه دجال ها... از نوادگان سفیان و ابی لهب، هیزم به استیلای آتش از سوختن  آدم می ریزند؛ حزب ایمان و عشق... دم به دم، لب بر لب از جام ساقی می برد و در خشم انتقام از ظلم ها... شرحه شرحه، انتظار روشنای فردا می کشد... و جز به طاعت حجت  و اجرای کلام اللهش... همّ و غمّی ندارد و خلوص عشق خویش با وحدت (جان و معشوقش!) به اثبات می رسد...

برای امر فرج، از عقده گاه مستضعفین... باید که ز امر گشایش دست و پای دلدادگی های خویش... از قیود منیت و عصیان و کاستی... (تعجیل کرد...) ؛ بیدار شو ای "من"... !! صبح ظهور... نزدیک است....

 


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


اصطلاحا" (انتظار...!)
نویسنده : شکیب تاریخ : يکشنبه 2 تير 1392 زمان : 22

 بعد از آنکه پرده بر چشم گنهکاران گرفتی و از نظر بدنظران... غائب شدی... معنی سوختن و درد کشان...دل باختن...فهمیدنی تر شد آقا جان...

نمی دونم الآن که دارم این نامه ی دست و قلم شکسته رو به امید نگاه شما با این عقل ناقص و دل آلوده می نویسم... شما کجای این کره ی خاکی بسر می کنید و با که و با چه زمان می گذرید... ولی! از این شکیب نا شکیب... از این حقیر روسیاه آبرو ریز شما... ازین سراپا آلودگی و پابستگی، ازین شهوت گرفتگه ی بی شرم... و ازین به ادعا محب و... به آرزو شیعه ی به امید... غلامی از سربازان خود... به التماس توجه خود... چند خطی باشد تصدی وقت و تزاحم خاطر شما!... از برای خود گول زدن به آرامش وجدان به نمایشی از دروغ انتظار شما...

مولا جانم... آقای من... این مفتخر به نام شما مزین شده ی سراپا تقصیر و قصور و خطاکاری... گرچه هزار بار از این بودن و حیات آلوده کردن توبه کرد و هزار باره شکست، ولی تا که شما در استمرار دعای هر روزیتان گنهکاران امت را یاد می کنید و گوشه چشمی به ضعیفان دارید و به هوای گم رفتگان هستید... به روزگار فردایمان"امید" هست... آقاجان، این نوکر سراپا کژی و نقصان و زشتی و سستی! گر چه شاید گاه گاهی! آن هم به لطف عنایت خودتان، به یاد غریبی های شما می افتد و از نداری و دشمن مآبی خود به دست تهی جز التماس یاری، (بضاعتی ندارد) که روا نماید، یک نگاهش به این بوده که به توفیق منان رحمان و به غفرانیت تواب ذنوب... روزگاری از کاستی هایش زدوده گردد و تا به آنجا رسد که ز یاران سر به کف نهاده ی رکابتان باشد و منتقم ظلم بر مادر و آباء مظلومتان... به جد عزیزتان مولا امیرالمومنین(ع) قسم... از داشته ها... جز گناه بودن!(هیچ ندارم) و به اندک حب شما خشنودم و به طریق وصلتان شادمان... 

آقا جانم، درین شب فرخنده ی میمون و مبارک... که آفریدگار یکتا چونان عطای عظیمی را بر بندگان گمراه خود بخشیده اند و حضرت والای شما... ولی معظم و حجت حاضر و ناظر عالمین خود را به رهنمائی و معشوقیت دنیائیان کشیده اند... همگان به تمنای نگاه قدسیتان بر پای شما... بارزترین آیت الهی... افتاده ایم... این حقیر... دعائی جز برای تحقق شیعگی خود ندارم که جز با ظهور و جلب نگاهتان میسر نمی شود و می دانم... که رهائی از این کثافات و ظلم تباری های فضاگیر... جز به قیام شما و شوق پذیرش مستضعفین و مظلومین عالم نشین، محقق نمی شود... آقا جان...  دست ما به دعا،  (لیاقت به استجابت ندارد)... کار امثال ما... شباهتی به انتظار منتظرانت ندارد... خودت به انتظار ظهورت برای فرج از این بلای غیبت!... دعا کن...

کوفی صفتی از دروغگویان... که از مدعیان در انتظار ظهورت هست...  شکیب!

 


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


روایت مرگ...
نویسنده : شکیب تاریخ : جمعه 31 خرداد 1392 زمان : 19

همین سه هفته پیش بود که خبر رسید، اون عزیز گفته:  مادرجان  چند وقته که قلبم درد می کنه و منو ببر دکتر...

وقتی دکتر معاینه کرده بود، گفته بود که باید سریع عمل بشی و سه تا از رگای قلبت گرفته و همینطور دریچه ی آئورتتم خوب کار نمی کنه... خلاصه بعد از آنژیو بستریش کردنو گفتن فلان روز عمل قلب داری! اون روز ساعت هفت صبح که رفت اتاق عمل، کارش چند ساعتی طول کشید و تا اینکه ساعت 3 بعد از ظهر... دکترا اومدن بیرونو با حالتی ناخوشایند گفتن که عمل قلب خیلی خوب بود ولی...!! ساعت 11 که شد و اومدیم قلبشو بعد از پیوند رگ و تعویض دریچه ببندیم، دیدیم که بدون هیچ علت مشخصی! فشارش افت کرد و قلب از تپش ایستاد!! سه چهار ساعت هر کاری کردیم، دیدیم که مغز هوشیاریش تحلیل رفت  و قلب هم احیاء نمیشه!!... خلاصه با تزریق آتروپین و اعمال شوک نگهش داشتیم و الآنم مغز بیمار در حالت نیمه کماست... ما همه ی سعیمونو کردیم!... فقط  براش دعا کنید...!!

کم مونده بود همه پس بیفتیم... خلاصه عزیز قصه ی ما الآن قلبش جز به کمک دستگاه نمی زد و کسی که با پای خودش رفته بود بیمارستان، الآن با ظاهر یه مرده تفاوت نداشت... بعد از دو روز، بعلت درست کار نکردن دستگاه گوارش و کم هوشی مغز، کلیه ها هم از کار افتادن و بدن شروع به ورم کرد و کار به دیالیز کشیدد!! بعد از 8 روز قلب دو باره به کار افتاد و همه رو به بازگشت بیمر امیدوار کرد و کلیه ها هم با اختلال برگشند... ولی شب دوازدهم!! یک سکته ی قلبی باعث شد که قلب دوباره از کار بیفته و دکتر ها برای زنده نگه داشتنه بیمار... دوباره به احیاء متوصل بشن... و سرانجام بعد از 13 روز مقاومت در برابر فشارهای وارد بر ناتوانی های بدن...  دکتر ها گفتند به دیدار بشتابید که شاید چند ساعت دیگه!!...

و امروز، هفتمین روز فوت آن مرحومه است و همگی در حیرت این حادثه ی باورنکردنی... واقعا" چقدر دنیا بی وفاست...

وقتی که برای دیدن شستشوی عزیز خودت وارد غسّال خونه می شی... اگر ببینی که چطور پنج-شش جنازه رو هم زمان می شورند و غسل می دهند و کفن می پوشند... و بعد از ادای نماز، سوار بر آمبولانس می کنند و مثل باد!! می برند برای دفن به بهشت زهراء... تازه باورت میاد که باید خیلی بیشتر هوای یکدیگر رو داشته باشیم و قدر دور و بری هارو بدونیم... و برای آخرت کارمون، فکری اساسی کنیم... وقتی که بدن کسی رو در قبر میگذاشتیم که تا چند روز پیش سالم وصحیح کنار ما راه می رفت  و عمری پیش ما زندگی کرده بود، آدم به بی ارزشی دنیا و زودگذری ایام بیش از پیش پی می بره... آره... این بود گوشه هائی از سرکذشت مرگ...!!

چرا حالا که فرصت هست... حالا که کنار هم نفس می کشیم...هوای همدیگر رو نداریم و یا کمتر قدر یکدیگر رو می دونیم و... باید یکی یکی بمیریم... تا که به یاد (ارزش وجودی) هم، بیفتیم؟!!!...


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


در پشت این غبار...
نویسنده : شکیب تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 زمان : 16

با وجود انتخاب دکتر روحانی بعنوان ریاست جمهوری و علی رغم میل باطنی هم عقیدگانم و بر خلاف مقصودمان در حاصل کوشش های فردی و جمعی ...

ابتدائا"باید تبریک گفت بر شخص ایشان که دارای جوانب و جذابیت هایی بودند که موجبات مقبولیت مردمی رو فراهم آورد و در هر صورت اقبال میلیونی مردم به پای صندوق های رای و اختصاص رقم 18.6 میلیونی به شخصشان، اقدامی بوده که علاوه بر انتخاب جنابشان، موجبات تمکین و متابعت قانونی ما را نیز  به اقتضا آورده... و در هر صورت اگر دیروز، وظیفه ی امثال بنده هر اقدام درستی برای به انتخاب نرسیدن تفکر اصلاحاتی بوده از امروز به بعد تکلیف ما،  مساعدت و تعاون با ایشان در جهت تعالی کشور است. و اگر چه این اوضاع نشانگر غریب واقع شدنه تفکر اسلامی، آرمان های انقلابی و گوشزد های رهبری عزیز است، از سوی دیگر مایه ی امیدواریست!

چرا که هرچند اقبال بر این رای از نظر حقیر در بین کاندیداتورها بدترین انتخاب ممکنه بوده ولی به نوبه ی خود مهر تاییدیست بر تداوم و قوت نظام اسلامی.  البته دو اهرم قانون و دستورات رهبری معظم انقلاب نیز معیارهائی هستند که بر صحت و سلامت روند اقدامات قوه ی مجریه، نظارت خواهند داشت... . اگر چه این انتخاب باب میل آرمان گرایان نبود ولی شاید تلنگری بر حزب الله باشد برای اصلاح عملکرد ها و شناخت بهتر نقاط ضعف و قوتش! حال که از بابت سمت و سوی حرکت این دولت راحتیم!! و می دانیم که مطابقت آن با تفکرات و جریانات آقایان: خاتمی و هاشمی... ما را به کجا ها خواهد برد!! برای تجهیز و تقویت بنیه ی اسلامی و اصلاح و تغییر ساختار درونی خود گام های استوار و محکم تری برخواهیم داشت. بارهای دوش خود را از (وبال تکلیف انگاری ها!) سبک خواهیم کرد تا که تحملی برای کشیدن (جور جهالت ها) داشته باشیم... و (کماکان درین غبار)...بیش از پیش... به طلوع خورشید فردا امیدواریم... .


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


دعوا بر سر ائتلاف؟!
نویسنده : شکیب تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 زمان : 16

باید پرسید:  این چه دعوائیه که برادرانه قالیبافی با برادران جلیلی دارند که آقا چرا آمدید و رای ما را شکاندید و چرا با ما ائتلاف نکردید؟!

عذرخواهانه با تمام احترامی که برای برادران دلسوزم قائل هستم باید عارض بشم که :

اول آنکه: رای آقای قالیباف مشخصا" شامل رای خاکستری های ملت  بود، علی رقم تلاش منفعلانه ی مجموعه برای نشان دادن چهره ی ایشان بعنوان فردی انقلابی و مشمول رای سفید حزب الله... گر چه مجموعه می خواست وی را در صورت نماینده ی حزب الله به نمایش درآورد تا علاوه بر رای خاکستری ها بخش عظیمی از رای سفید را هم خریدار باشد! و این نیز مظهور بود که مشخصا" رای جلیلی، رای سفید بود به انضمام خاکستری هائی که نسبت به میانه ها بی اعتمادند و به ادبیات حزب الله مآبانه خوش انگیزه... پس این دو در سبد رای، اساسا" مشترک نبوده اند که استقلالشان موجب شکستن رای مقابل باشد...

دوم آنکه: جناب قالیباف گفتمان جهادی - اقتصادی داشتند و جناب جلیلی گفتمان انقلابی - اسلامی... که گرچه این دو موضوع تفاوت هائی دارند ولی می توان نسبتشان را از نوع عموم و خصوص مطلق دانست به نفع شعار جناب جلیلی، چرا که یکی از زیر مجموعه های گفتمان انقلاب اسلامی برخورداری از روحیه ی جهادی و پیگیری بحث اقتصادیست ؛ اگر چه زمانیکه شعار همت جهادی را طرح می کنیم به معنای آن است که آن را در اولویت های کاری خود قرار داده ایم... پس اگر از حیث رویکرد ساختار شعاری دو کاندیدا موضوع ائتلاف را بررسی کنیم باید گرایش آن را به نفع جناب جلیلی پیش بدانیم نه به سود جناب قالیباف!! به تذکر آنکه: بحث مقاوت و برخورداری از روحیه ی مقاوم و شجاعانه در برابر دشمنان اگر بیش از بحث اقتصادی مورد مطالبه ی رهبری نبوده کمتر هم به آن اشاره نشده است...

سوم آنکه: تمامی نظر سنجی های معتبر و ظاهرا" بی طرف، حاکی از نزدیکی رای جناب قالیباف و جناب جلیلی بودند بالاخص بعد از مناظره ی سوم، چرا که ما بعد آن به دلیل طرح مباحث مغرضانه از سوی اصلاحات و نوع سوال و طریقه ی پاسخ طرفین، رای دکتر قالیباف تا حد قابل توجهی شکست!... و رای دکتر جلیلی و روحانی به شدت بالا رفت... و اگر رای جناب جلیلی ماقبل آن کمتر بود تا حد زیادی مورد رقابت با سبد رای جناب قالیباف شد... و همینطور با در نظر گرفتن نمونه های آماری مشاهده می شد که مخاطب رای جناب عارف و روحانی در حد برابری با سبد رای اصول گرایان بود... و مطابق پیش بینی ها، که جناب عارف به نفع جناب روحانی کنار رفت؛ راهی نمی ماند جز امیدواری به کشانده شدن عرصه به دور دوم انتخابات و بالا آمدنه ایشان با یکی از طرفین آقایان: قالیباف و جلیلی...  و از آنجائی که ائتلاف آنان تغییر مشهودی در سنگینی سبد رایشان نداشت، نمی شد یقین کرد که به انتخاب آنان در همان دور اول بینجامد، پس عقل حکم می نمود که به همان روند غیر ائتلافی خود ادامه دهند و منتظر دور دوم باشند تا در رقابت با جناب روحانی و با حمایت ثانوی یکدیگر در دور دوم، به پیروزی اصول گرایان بر گفتمان اصلاحات امیدوار بمانند... و این تصمیم امری درست و سنجیده بود...

می شود گفت: این خرده گیری های احساساتی و گاها"غیر منطقی، مسکنیست در پناه  درد ناشی از مخاطب اقبال مردمی... و نه اشتباه کاری فاحش امت حزب الله... و اینکه بگوئیم چرا دکتر جلیلی به نفع دکتر قالیباف کنار نرفت، گفته شد که هیچ دخلی به تغییر نتیجه نمی داشت و اولویت مطالبات هوادارانشان تا حد مشهودی مغایر با یکدیگر بود و وجوه اشتراکشان بیشتر محدود به: اصول گرائی، پایبندی به نظام و اطاعت از ولایت فقیه می بود و... البته باید بررسی کرد: چرا سبد رای احمدی نژاد های چهار سال پیش که الزاما" مخالف با روند فعلی نظام نیستند تمایل به گفتمان اصلاحاتی جناب روحانی پیدا کرد؟! و آن شد که می بینیم!!... و نهایتا"باز هم باید خوشحال بود از پیروزی مردم در رای خود به نظام جمهوری اسلامی و حمایت از کلیت آن... که گرچه موافق با خواست و تلاش ما نبود ولی از امتحانات الهی و نشانه ی ورود به عرصه ی جدیدی در ساختار مردمی ایران به شمار میرود... و البته بوئی از بی اعتمادی اکثریت نسبت به حزب الله نمایان داشته و زنگ خطری محسوب می شود برای ایجاد انگیزه ی فزون تر در بیشتر دویدن هایمان... .


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


تقصیر کیست؟
نویسنده : شکیب تاریخ : دوشنبه 27 خرداد 1392 زمان : 15

این اشتباه بود... خطا بود... و یا که بی تدبیری و ...؟

قطعا" در این امتحان عجیب، برخی از ما اشتباه کردیم و برخی خطارفتیم و برخی دیگر دچار بی تدبیری شدیم ... شاید هر کدام سهمی از این حاصل ناخوشایند داشته باشیم ولی مهم تر از تقسیم اشتباهات بین خود و آویختن تابلو تقصیرات بر گردن یکدیگر این است که: باید قبول کرد: (برخی از اعضای منصوب به حزب حامی الله) در این امتحان الهی، خدائی عمل نکردند. شاید بیشتر از آنکه باید بر اقدامات انتخاباتی هم خرده گیری کرد می بایست بر عدم التزامات فردی نسبت به  قیودات دینی و اخلاقی خود، خرده گرفت که متاسفانه درین راه... دچار کژی ها و انحرافاتی شده و به تخریب و افراطی گری دچار گشته و موجبات صورتگری های زشت و زننده ای را فراهم آورد. شاید اگر بجای آنکه بخواهیم رای خود را بگوییم و بپرسیم که چرا فلانی نه؟! بایستی بپرسیم و بگوییم که چرا بجای دروغ پراکنی ها، افترا بندی ها و از حق عدول کردن ها... برای حق یکی نبودیم و بجای دعوت به هم رایی با خود، چرا دعوت به هم صدائی با حق نکرده ایم؟ که عده ای امروز مجبور باشند برای رفع اتهام از خود و برای تسکین قلب مجروح، خطا را به دیگری نسبت دهند و خود را محق بی تضلیل بدانند؟!

باید اصلاح کرد... آن هم خود را... شاید چهل سال عقب افتاده ایم در این انتخاب نامبارک چهار ساله! باید چون قوم موسی(ع) از این نفاق ها، توبه کرد و برای حق و بسوی حق یکی شد... طعنه و اتهام، مشکلی را حل نمی کند... باید پذیرفت که تفرق موجب سرافکندگی بود در برابر اتحاد باطل! باید برای دین خود کاری کرد تا که فردا برای بی دینی های دیگران توانست اقدامی نمود...

علینا باحیاء دیننا...


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


عذر خواهانه، خطاب به: (جلیلی - قالیباف!)
نویسنده : شکیب تاریخ : دوشنبه 27 خرداد 1392 زمان : 12

سلام بر دو کاندیدای عزیزی که شعار های خود را حمایت از آرمان های انقلاب و شهدا و ولایت کرده اید... اگر به لطف خدا منتخب ملت باشید، نامه ی زود هنگام بنده به "آینده ی نادیده" چنین است:

به مولایم علی(علیه السلام) قسم!

عاقبتتان واگذار باشد بین خدا و حزب الله!! که امروزی از رای ما انتخاب شوید و فردا روز، بخواهید بر دل آقایمان خون کنید...آن روز،"انحنای گردنتان" ،ضمانتنامه ی اطاعت از رهبریست... این تو به میری ها... آن تو نباشی های چهار سال پیش نیست که اولش دست ببوسند و چهار سال بعدش سرمابخورند و شانه ببوسند...  یک سال بعد به انضمام دستور قانونی امر رهبری را پذیرا باشند و اندکی بعد خود ضد رهبری را رهبری کنند!

کشور، ظرفیت انحراف  ندارد. 


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


آداب اتخاذ موضع!!!
نویسنده : شکیب تاریخ : يکشنبه 19 خرداد 1392 زمان : 0

اگر بنده می گویم:  دکتر جلیلی!

یک ساعته به این نتیجه نرسیدم... بنده در ابتدا، پیش از ورود آقای جلیلی که قیل و قال حضور افرادی برای حضور در صحنه انتخاباتی بود و اسمی از آقای قالیباف که از سه سال پیش!!! شرایط برپایی ستاد هایشان را تدارک می دیدند! برده شد... و اگر چه با صلاحدید توجه به شانیت دیگران و به نسبت گرفتن دیگر کاندیداها(ی اعلام موضع نموده ی آن روز!)، تمایل و گرایش به ایشان(دکتر قالیباف) داشتم، با اظهار نطق سرسختانه ی حاج حسن آقا دال بر انتخاب و حمایت از دکتر قالیباف! با ابهامات و سوال هایی رو به رو شدم که چرا حتما"ایشان؟!!! و (اصرار بر اینکه:) قطعا" دیگران هم؛ نه؟!!! 

و از آنجایی که بنده حتی در دوره ی انتخابات نهم نیز پیگیر حال و احوال و صلاحیت های کاندیدا ها بوده ام و از ابتدای نوجوانی مواضع و عملکرد های سیاسی و اجرائی نخبگان رو( از منابع گوناگون!)  پیگیری می کردم... نا آشنای با مواضع و خطوط فکری ایشان نبوده ام... و از آنجائی که می دانم به استناد یک خبر ضعیف و یا مشهور نامتواتر! (به این طریق که قالین کثیر باشند و منابع  یکسان، غلط و یا ناکافی!) نمی توان صحت و سقم حادثه ای را فهمید و از آنجائی که خود شخصا" حوادث دوران فتنه را مو به مو پیگیری می کردم، از مواضع ضعیف شخص دکتر قالیباف که بیشتر مشتبه به نقش میانه بازی کردن بود تا به صراحت موضعی را اتخاذ نمودن!!! و از آنجا که تغییرات فکری و عملکرد های فرهنگی ایشان رو از مابعد خدمت در شهرداری مشاهده می کردم (نه صرفا"با نقل از شنیده ها و یا رویت یکی- دو سایت خبری هم جبهه!! و یا مخالف و مغرض ایشان!!!) بر سر گزینه ی آقای قالیباف سوالات و ایراداتی داشتم.

و همانطور که دائما" پیگیر بررسی احوال و سوابق کاندیداهایی که اعلام آمادگی برای حضور می کردند، می بودم؛ پیگیر کشف خط و ربط های فکری و عملی شخص دکتر قالیباف و البته برآمدگان از جبهه ی اصول گرایی بودم. که با روی کار آمدن دکتر لنکرانی و حمایت های جبهه ی پایداری از ایشان، گزینه ی وی نیز برایم مورد بررسی و بحث بود...

بنده اگر امروز با دلایل قاطع بسیاری به انتخاب آقای جلیلی رسیده ام... و به پای حمایت از ایشان سرسختانه ایستاده ام، احتمالا"زمینه اش یک شبه نبوده!!!... از یک موضع و بدون تحقیق از ریز گفتمان مخالفین و موافقین نبوده... بدون تماشای بی طرفانه ی تمامی کلیپ های همسنگر و سفیر و حیات طیبه و... و استماع و تتبع شاه بیت شئائر و سخنرانی های نامزد های انتخاباتی نبوده... اگر می گویم فلانی؛ "یک ماه!" نبوده که تحقیق می کنم... به پشتگرمی انتخاب دور و بری ها و به تبعیت از قول استاد و صرف دلگرمی بر حرف ها و نمره هایی که از جانب خود می دهند!!! نیست که می گویم فلانی را انتخاب کرده ام!!! یک تحقیق اینترنتی و از مطالعه ی یک سایت و دو سایت و یک رقم (منبع از فضای صرفا"رسانه ای!) نیست... به استناد و صرف حمایت بزرگان و احترام تنها بر انتخاب ایشان هم نیست!!! از حسادت دشمنان و کور نمودن چشم متقابلین و مخالفت با بدگویان و پیروزی هم موضعان هم نیست!!! از سر تشویق دیگران و یا تخلیه ی حقد شخصی بر رد نظر دیگری هم نیست...!!! به وامداری و وابستگی!!! به ترس از خلال صدمه بر آبرو، پیش چشم پیروان!!! حفظ شان و صحه نهادن بر حقانیت انتخاب دیروز و ترس از تقبیح تغییر رای امروز هم نیست!!! از سر خودرائی و عدم مشورت با عاقلان و نکته بینان و مشرفان بر اوضاع هم نیست... از سر مشورت با این و آنی که همگان در یک موضع و یک رای هستند هم، نیست!!!! از سر ترس بر شکست خفت آمیز دیگر کاندیداها در مواجهه ی با (نمره ی بالای!!) عملکرد اجرائی یک کاندیداتور هم، نیست!!!! حاصل غلبه ی جو و تحمیل و القاء (مستقیم و غیر مستقیم) این و آن هم نیست!!! 

حاصل غور چند ساله در عملکرد های سیاسی و اجرائی ... و به استناد تامل در ظواهر آیت گفتار و بواطن بیّن کردار... و برآمده از یک تحقیق جانانه!  پیرامون سوابق و تخصص ها، خط و ربط ها، دور و بری ها و استماع اقوال و مواضع اکثریت موافقین و مخالفین است و در نهایت! توزین و تطبیقشان با آنچه از حق و اسلام و اخلاق! فهمیده ام... و تا آن زمان که برایم حجت شرعی حاصل نشد... منتظر ایستادم... و به اغوای شور اطرافیان، شعور نسپردم!! و اعلام موضع قطعی نکردم!!!... و الحمدلله والمنه... امروز؛ پای یقین خود جانانه ایستاده ام و به این انتخاب نیز افتخار می کنم؛ حتی اگر عده ای از عزیزان و برادرانم (از باب لطف و رهنمون!!) این انتخاب را پسند نداشته و به عناوین و طرق گوناگون، رد و نفی کنند!!! با آنکه مشتاقانه شنوای نقد ها و نظرات همگان... بوده و هستم... همواره ادای "احترامی تامه!" دارم،  بر تشخیص و "انتخاب ماجور" برادران عزیزم... .


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


حمایت، به چه قیمت؟!
نویسنده : شکیب تاریخ : شنبه 18 خرداد 1392 زمان : 23

 متاسفانه گاهی برای حمایت و طرفداری از یک عقیده یا انتخاب! بنام حمایت از تشخیص خود، حق رو زیر پای حق خواهی له می کنیم...

نباید طرف مقابلمان را هر چند که دارای ضعف هایی از نظر ماست بی انصافانه، غیر مستدل ، بی منطق و به دور از حریم اخلاق و رعایت آداب! به نام حمایت! تخریب کرد! نه دینو نه اخلاق و نه وجدان ما این اجازه ی غلط رو به ما نمیده! و نباید به بهانه ی حقانیت خود، طرف مقابل رو (عملا") در حد ارتداد و کفر و نفاق و... پایین آورد!! و یا به او انتصاب عقیده و عملکردی رو نسبت داد که وی معتقد و مرتکب آن نشده!! این حق رو به هیچ وجهی نداریم... به هیچ عنوان!! اگه چشممون رو خوب باز کنیم؛ می بینیم که جناب دکتر قالیباف و جناب دکتر جلیلی هر دو از افراد شایسته و متعهد این نظامند... و هر دو در یک موضع اند: (موضع ولایت مداری!) با شعار ها و عملکرد هایی که نشانگر روحیه ی اسلام خواهی و کارآمدی تخصصی و دلسوزانه ی هردوست. 

زدن بی منطق طرف مقابل، خیانت به اسلامه! خیانت به مصالح عالی کشور و خیانت به رای حزب اللهه! قطع به یقین هدف اصلی در وهله ی اول، بالا آمدن و انتخاب یکی از این دو عزیزه... گر چه از نظر خود نقد هایی بر ایشان وارد بدانیم (که در جای خود باید تخصصا"پی گرفت)، ولی به هیچ عنوان اجازه ی تخریب و تقبیح و تحذیف طرف مقابل (انتخاب) خود رو نداریم که زدن هر کدام از آنها، زدن رای اکثریت حزب الله ست... .

بنده اول به خود و دوم به هر عزیزی که این مطلب رو قرائت می فرمایند، برادرانه! اکیدا" یادآور میشوم: که مواظب باشیم به نام حق باطل نگوییم. 


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


شما رو جون اسلام، بکشید کنار!!!
نویسنده : شکیب تاریخ : شنبه 18 خرداد 1392 زمان : 4

 دیگه یواش یواش داره دیر میشه... داره برا فداکاری... برای مصلحت بینی!... دیر میشه...

این آقایون عزیزی که تشریف آوردن و احساس تکلیف کردند و از خودشون بهتر نیافتند که بتواند این کشور را نجات بدهد...(مقصود نظرم اصول طلب ها هستند و نه تخریب گرها!...) پس چرا کنار نمی کشن؟!... مطمئنا" تاثیر امثال آقایان اصلاح نما! چون: روحانی و عارف و هم گروهی(هم باندی!) هایشان چون رضائی و (ولایتی!!!!!) کم نبوده در جان ملت پای ماهواره نشین ایران! که دم از آزادی و آزادگی می زنند و منافع ملت می کنند و تخریب و سیاه نمایی...  و می گویند: "کلید" گشایش ها دست ماست و می خواهیم شما را ازین "سیاه چال" به سوی "بهشت رهائی!" در آوریم... که قطعا" با نظر به دنباله رو های سال 88، تعداد رایشان هم کم نیست و عقوبت امر انتصابشان هم در دوره های پیش مشخص!!

پس چرا این امت اسلام خواه ولایتمدار! چون جناب آقایان: جلیلی،  قالیباف، عادل و حتی غرضی! به نفع یکدیگر بخاطر حفظ مصلحت بالاتر که همان به صندلی نشانیدن اسلام خواهان است، کنار نمی روند؟!!! گر چه بنده بر سر تفاوت ها و ضعف و قوت هاشان حرفی ندارم و همه را به یک نگاه نمی بینم؛ ولی آیا این آقایان متوجه شکستن رای امت حزب الله نیستند؟!!! آیا نمی فهمند که تداوم این حضور، تداوم این رقابت حق خواهانه... به انتخاب جبهه ی مقابل می انجامد؟!!! آیا وقت آن نشده که بخاطر منافع بالاتر نظام، از حق خود بگذریم؟!!! آیا نباید از اتحاد دشمنان در رای باطلشان؛ دوستان متفرق در مقصود حقشان، درس بگیرند؟!!!

دارد دیر می شود... جبهه ی مقابل منتظرند تا سنگینی صندوق رای را بین روحانی ها و عارف ها ببینند... تا که در آخر به نفع دیگری برای رسیدن به مقصود و منافع جمعی (جمعشان!)  کنار بروند... و به احتمال زیاد، عارف و حتی رضائی، به نفع روحانی (البته بنا بر دستور ولی امرشان! (جناب هاشمی!!))  کنار می روند و امثال ولایتی ها! هم برای بیشتر شکستن رای اصولی های فریب خورده... تا آخر بمانند... و امثال جناب غرضی هم  نشسته در زمین دشمن؛ در تاثیرعمل، هکذا!...

می مانند سه نفر اصولگرای خوب قصه... که تا هنوز! قصد رفتن ندارند و (جز جناب حداد) که مصلحت اندیش است و به رفتنش در نفع یکی از مذکوران امید زیادیست...، به جناب قالیباف و جلیلی در به نفع هم کنار کشیدن، امیدی نیست...!! اگر این تداوم حضور، حتی محتمل شکست حزب الله در برابر اتحاد رای مخالفین بشود، (آن گونه که از تاکید بر لزوم حفظ مصالح اسلام فهمیده ایم!) (ماندنشان؛ حرام است!!!)... حتی اگر منی حق تر باشم از آنی!! چرا که در صورت پیروزی منافقین!، ضرری که به کشور خواهد رسید بسیار بیش از انتصاب دوست دیگریست که نسبت به بنده ضعف هایی دارد. مایه ی تعجب است که آیا هنوز هم برای رفتن دیر نشده ؟!! و یا در صورت اجماع جبهه ی مقابل بر شخص جناب روحانی! احتمال کسب 50+1 درصد آرا، از امت (ساده پندار!) نیست؟!!

به قول دکتر روحانی: من تعجب می کنم از دکتر قالیباف و دکتر جلیلی!!!


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


حضرت روح الله...
نویسنده : شکیب تاریخ : سه شنبه 14 خرداد 1392 زمان : 21

زبان از وصف و تشریح شما، قاصر است همان گونه که زبانتان از وصف مولا و مقتدایتان علی(علیه علیه السلام) به هنگام صحبت... عاجز میشد و درک والایتان بیش از لغاتی بود که در زبانتان است... حقیری چون بنده نیز در وصف عظمت شخصیت والای شما عاجز و قاصر است...

وجودی که به اذن الهی توانست با رهنمون مردم ایران عزیز و بلکه مستضعفین تشنه ی جهان، بزرگترین انقلاب 14 قرن اخیر را بعد از حکومت آقایمان امیرالمومنین(علیه السلام) رقم بزند و ندای مظلوم اسلام را به استیلای عقاید شیطانی عالم برساند و رو به روی پنجمین ارتش بزرگ دنیا که به پشتیبانی مستکبرین جهان قوت میگرفت یک تنه به تکیه گاه یقین خود به قدرت لایزال خداوند متعال، بایستد و چنین حماسه ی باور ناپذیری را رقم زده و یکایک فتنه ها و دسیسه ها و حوادث بزرگ و کوچک را پشت سر بنهاید... چنین عظمتی که به اتکای درک عمیق ایشان از اسلام ناب محمدی(صل الله علیه و آله) و عمل به تمامی آموزه های دینی و الهی... و شجاعت و درایت و در یک کلام در (بندگی) ایشان، جمع می شود...

حضرت روح الله... همین چند خط هم که از زبان حقیر که آرزوی اطاعت از مطیعان نایب عزیز شما را دارم... کافیست...

امشب که بیست و چهارمین سالگرد عروج شماست... و بیش از دو دهه از رحلت جانسوز تو می گذرد... برای سرافرازی سربازان خود در این طریق دشوار... دعا کن...  دعا کن که ایران را گرگ ها احاطه کرده اند... دعا کن... که فتنه ها داریم... .


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


چرا دکتر جلیلی (اصلح) است؟!
نویسنده : شکیب تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 زمان : 16

        اگر دیروزی با تردید و به شکاکیت عقل و دل می گفتم: به جناب دکتر قالیباف متمایلم.... امروز به یقین میگم: فرد اصلح برای اداره ی ریاست جمهوری کشور جناب دکتر جلیلی ست.

- بیشتر از اونکه نظام ما به افرادی نیاز داشته باشه که دعب پیشرفت در مسائل اقتصادی اون هم (عملا") با پیگیری سیاست های پوسیده ی غربی رو دارن به افرادی نیازمنده که در ابتدای امر از تقوای سیاسی و خط مشی فکری سالم و معینی در حوزه ی انقلاب اسلامی و محور های اصلی دینی - فرهنگی کشور داشته باشن. هر چقدر که به فرمایشات حضرت ولی امر بیشتر نگاه می کنم و سمت و سوی صحبت ها و موکدات اصلی ایشان رو پیگیر میشم؛ 

به این نتیجه می رسم که بحث پیگیری شجاعانه و جدی مسائل امور خارجه و سیاست های بین الملی از جمله بحث مذاکره ی با آمریکا و کیفیت رابطه ی با دیگر کشور های غربی و عربی و مباحث پیرامون فلسطین و سوریه و لبنان... در کنار نیازهای اقتصادی کشور، محور اصلی مطالبات ایشان رو از شخص رئیس جمهور تشکیل میده و البته تنها شخصی که می تونه بهترین سیاست رو در قبال برخورد درست و شجاعانه با مسائل کلان سیاست خارجی، حل مسئله ی تحریم، مبارزه ی با فساد های اقتصادی و تغییر رویکرد اقتصادی کشور... پیش بگیره... فردی خواهد بود که اول مشکل خودش رو با دین و نظام و ارزش های انقلابی کشورش حل کرده باشه... و در زمینه ی اخلاق و تقوای سیاسی و سمت و سوی فکری از لحاظ ولایی (در زمان حال حاضر!!!)  مورد تضمین باشه!

- تو بحث سیاست خارجه جلیلی تنها گزینه ایست که شجاعانه و با تدبیر،  اهل سازش و وادادگی و مذاکره نیست و بجای مبهم گویی و تفره رفتن، شفافانه موضع گیری میکنه همونطور که حضرت آقا مورد توجه و تاکید دارند...

- در زمینه ی اجرائی بر خلاف تصور غلطی که داشتم، بحث تقوای کاری و مدیریت درست اسلامی در اولویت اول خواهد بود نه حتی سبقه ی درخشان! اجرائی... و تنها کسی که در سیاست های اجرائی خودش تحقق عدالت رو شرط پیشرفت می دونه و مطابق امر حضرت آقا و مخالف رویکرد امثال جناب قالیباف! که فقط به پیشرفت و توسعه اون هم مبتنی بر الگوهای  سیاست اقتصادی  لیبرالیستی و تکنوکراسی غرب فکر می کنن و پیشرفت رو شرط عدالت می دونن!! در مرحله ی اول به تحقق عدالت در کشور و زمینه سازی برای رشد همه ی اقشار اجتماعی فکر میکنه...

- نوع سابقه ی مدیریتی وی در سازمان امور خارجه و امنیت ملی کشور و فراهم بودن زمینه ی لازم برای اشراف کامل بر اوضاع یکایک مدیران کلان هر سه قوه و تصمیم گیران مجمع تشخیص مصلحت (طی جلسات ماهانه با آنها و گذارشات ماخوذه پیرامون ریز عملکرد های سیاسی آنان)، موثرین و جریان سازان، سیاسیون، مدیران اجرائی کشور و همچنین اشراف کامل اطلاعاتی و درک عمیق عملی! بر سیاست های کلان غرب... مسئول کل دفتر مقام معظم رهبری، نظارت و بازرسی بر فعالیت های سفرای امور خارجه، اصلاح و الکترونیکی نمودن ساختار نظارت بر امور گمرکی و ترانزیت کشوری، مسئولیت حل پرونده های میانی دفتر مقام معظم رهبری؛ به انضمام تجارب حاصله از مذاکرات دقیق دوران شش ساله ی ریاست شورای عالی امنیت ملی (که 5% مسئولیت های ایشان در شورای عالی امنیت ملی را هم شامل نمی شده!!)...

و همچنین مدیریت درست و حساب شده ی امنیت کشور در بحرانی ترین اوضاع سیاست داخلی-خارجی در فتنه ی سال 88، پیگیری بحث اختلاص 3000 میلیارد دلاری، دستگیری و انحلال باند های ضد نظام  بالاخص اقدام نظامی در دستگیری"ریگی" و دفاع مدبرانه از مطالبات هسته ای کشور عزیزمان در 5+1... همگی زمینه ها و ظرفیت های بسیار خوبیست که در شناخت مشکلات خرد و کلان کشور و شیوه های درست حل آنها برای شخص دکتر جلیلی! منحصرا"بوجود آمده... و همین مدیریت آگاهانه ی سیاسی- امنیتی ایشون در زمینه ی علل موضوعه در حل مشکلات داخلی- خارجی کشور و همچنین نوع رشته ی تحصیلی وی(که دکتری علوم سیاسیست و نزدیک ترین و بهترین رشته ی تحصیلی برای مدیریت اجرائی (سمت ریاست جمهوری) است و همچنین سمت استادی در تدریس دانشکده ی (اقتصاد و مدیریت صنعتی شریف) و سمت استادی در تدریس علوم سیاسی(دانشگاه امام صادق(ع))، از بهترین شاخصه هاییست که باید در لحاظ نمودن امتیازات خاصه در سنجش استحقاق قرارگیری وی بر این جایگاه، در نظر گرفت...

- بر خلاف اونچه که تصور داشتیم، بهترین برنامه در سیاست اجرائی امور کشور بر خلاف طرح های گوناگونی که ارائه می کنند مطابق با نظر جناب دکتر جلیلی! اجرای قاطعانه و درست سیاست های اصل 44 و قوانین کلی و اساسی کشور هست که سالیانه ساله به تصویب رسیده و از سوی رهبری عزیز مطالبه میشه ولی آقایون به پیگیری برنامه های نادرست، غیر اسلامی، دسته چندمی، سلیقه ای و خودساختشون می پردازن که کثیرا" پر شده از مبانی فکری غرب و غیر مبتنی بر ارزش های باورمند انقلاب!

- اصلا" اهل منم منم و مطرح کردن خودش نیست و به هیچ عنوان در پی تخریب و جدل و عوام فریبی، مظلوم نمایی و جذب آراء سیاه و خاکستری جامعه نیست و بیشتر از اونکه تظاهر به خط امامی بودن و انقلابی فکر کردن بکنه! متین و مودب و شفاف به سوالات پاسخ میده و بر حفظ حریم ارزش های اسلامی تاکید میکنه!!! و بجای آنکه یک ماه مانده به انتخابات یاد درست کردن مواضع خودش در اوضاع فتنه و پیرامون فرهنگ و اسلام و انقلاب بیفته و بخواد با انتقاد لفظی از هاشمی ها! و بیان خاطرات جنگ و اینکه یک روزی ما هم رو به روی دشمن! رزمنده بودیم و مطمئن باشید که: (امروز هم همانیم!!!!) بخواهد از اشتباهات و انحرافات فاحش خود تبری بجوید... از جنگ تا به امروز چون بوغلمونی که به چرخش دوران به سمت منفعت می گردد... رنگ اسلام به تغییر اوضاع عوض نکرده و حتی بهتر از آنست...که بوده...

- بر خلاف جناب دکتر قالیباف، خودش رو از تشبه به تجمل گرایان جدا کرده و به جای اونکه برای جذب آراء امت حزب الله از سوابق  فرماندهی جنگش بگه و از طرف دیگر کت و شلوار چند میلیونی بپوشه و واسه جذب رای خاکستری ها ریش کوتاه کنه، پیشرفت- پیشرفت کنه و بگه: (زندگی در شان ایرانی!!!) ضمن ثبات شخصیت فکری خودش یه کت ساده می پوشه و بدون اینکه بگه ما هم یه زمانی رزمنده بودیم، سعی میکنه درست قدم بر داره تا مثله یه سرباز جان بر کف لنگی پای قطع شدش به چشم فرماندش نیاد و چراغ سبزی برای امیدواری امثال هاشمی ها و سیاست های غلطشون (در رفتار و نه به گفتار!) نشون نده... و بجای سیاه نمایی از اقدامات گذشته در کنار نقد هایی که داره به پیگیری اقدامات خوبی که در زمینه ی عدالت محوری انجام شده بود تاکید میکنه و برخلاف جناب قالیباف نمیگوید:(بازگشت امید به زندگی!) بلکه به پیروی از اوامر رهبری میگوید:( امیدواری بیشتر!!!)...

- بر خلاف جناب دکترقالیباف در موضع فتنه اونقدر نسبت به مخالفین مماشات و سستی نشون نداد که امروزی مجبور باشه میانه بودن خودش رو در بین فتنه گران  و انقلابی ها! تفسیر و توجیه کنه و بجای اینکه خدشه ای در دفاع از ولایتمداری خودش نشون نده تا امروز مجبور نباشه که به: (زبیر صفتی در جنگ جمل! = نه با علی(ع) بماند و نه از علی(ع) دفاع کند و نه در کنار طلحه بماند و از عایشه دفاع کند!!) بگوید: (بی ادبی نمی کنم!!) و یا آنکه در توجیه سستی به هنگام شفاف سازی! بگوید: (من صحبت کردم ولی بازتاب ندادن!!!) جوری برخورد کرده و موضع گیری می کنه که مخالفین هم اقرار کنند که: نزدیک ترین فرد به نظرات رهبری و دفاع از حریم فکری ایشان جلیلی ست...!!

- از همه ی کاندیداتور ها از لحاظ سلامت اطرافیان، دور و بری ها، مجذوبان و دنباله رو ها... پاک تره و بعنوان ساده زیست ترین و خوش وجهه ترین کاندیدا شجاعانه پرچم ارزش مداری به دوش میکشه و رنگ و بوی تغییر چهره به سمت راحت طلبان و رفاه خواهان نگرفته، سعی میکنه که از درک درست اوضاع مستضعفین جامعه غافل نشه!!! و به هیچ حزب و گروهی هم چراغ سبز همکاری و ضمانت رابطه ای نشون نمی ده و ملاک استفاده از اشخاص رو تعهد وی به رهبری نظام، تقوای دینی، شایستگی تخصصی و مدیریتی شون می دونه... و بجای صرف مبالغ میلیاردی از جیب های مشتبه به حرام! برای نمایش بازی های خود در فیلم های تبلیغاتی و تظاهرنمایی به آن خصیصه هایی که در وجودش نیست... و بجای آنکه سعی در نمایش خود بعنوان نماینده ی حزب الله داشته باشد... از هر گونه حاشیه سازی خود را دور کرده و در به چشم آوردن خود و اظهاراتش هیچ تلاشی نشان نمی دهد.... 

- و بجای آنکه از دو سال پیش،از عشق نایل شدن به ریاستی چنین! و البته! (به هوای بهبود اوضاع مملکت و نجات مردم از مشکلات  موجود و از سر(احساس تکلیف!!!)) به خواست خود... ستادی تشکیل نداده و علنا" از صرف هر پولی در تبلیغ چهره ی خود و هرگونه اسرافی درین امر نهی کرده...  و همچنین بجای چسباندن خود به رهبری و بیان تاکید یا دستور رهبری دال بر حضور خود بر خلاف فرمایشات کاندیدی که می گوید:( همانی که چهار سال پیش گفته بود نیا امروز گفته که بیایم!!!) حضور خود را از منشا از تصمیم شخصی خود می داند... و بر فرمایشات چند باره و موکدانه ی مقام معظم رهبری دال بر بی خبری دیگران از رایشان! صحه می گذارد... 

- و بجای مشغول ساختن نهادهای گوناگون به حمایت و تبلیغ خود و رضایتمندی به  صرف مبالغ گزاف در تبلیغ از خود... مردم انقلابی  و ولایتمدار داوطلبانه و با اشتیاق!... برایش از جان تبلیغ می کنند و بجای آنکه ببیند که چگونه  باید ژست گرفت تا در پوسترها و فیلم های تبلیغاتی بهتر دیده شد، به این فکر می کند که اگر امام(ره) از باور شعارهای حمایتی هواداران می ترسیدند پس تکلیف امثال ما که معلوم است...!!! 

- در مقایسه با دیگر کاندیداتورها نسبت به آگاهی دینی، بصیرت ولایی و مطالبات ارزش های اسلامی در صحنه ی فرهنگی - اجتماعی ایران عزیز، از همه ی کاندیداها بیشتر میفهمه! و به استشهاد سوابق تحصیلی چون تسلط بر فقه، قرآن و احادیث...(بعنوان مثال: موضوعیت پایان نامه ی دکترای علوم سیاسی اش با نام: "حیات طیبه" با 3000 استشهاد قرآنی در زمینه ی سیاست های پیغمبراسلام (ص) در قرآن!) از همه دغدغه مند تر؛ مشرف تر و نسبت به چگونگی اجرای صحیح اهداف اسلامی- انقلابی! از همگان سلامت تره!!! 

- بیشترین افرادی که امروز توسط داخلی ها و خارجی های معاند کوبیده میشن دو فرد جلیلی و قالیباف هستند... و از این بین خطر جدی برای غرب کسی نیست که به پیشرفت ایران فکر میکنه بلکه کسیست که به پیگیری آرمان های انقلاب که یکی از اونها سامان بخشیدن به اوضاع اقتصادی و معیشتی مردم از راه درستش هست می اندیشه!!! و از طرف دیگر بزرگ ترین خطر برای ضد انقلاب ها و منافقین داخلی کسی نیست که اهل تعامل با همه ی عقاید و افکار باشه بلکه کسیست که مثله هشت سال پیش احمدی نژاد رو به روی باند های اقتصادی و تیشه به دستان ارزش های اسلامی بایسته ...

- و به رغم تهمت های ناروایی که برای حذف جناب دکتر جلیلی از اصلحیت می زنند که ایشون گزینه ی احمدی نژادست و مورد تایید مشاییست !!! و این قبیل اراجیف مذکوره... ایشون با نقدی که بر خودمحوری ها و سلیقه کاری هایی که بر عملکرد دکتراحمدی نژاد داشته و در نظر گرفتن انحراف مبرز ولایی این فرد از بیان عملکرد های مثبت، سازنده و مورد تایید رهبری که از دولت فعلی صادر شده... تغافل نمی کنند و بدون ترس از این افترائات و سیاه نمایی ها به تایید کارهای خوب انجام شده و البته تکذیب هر گونه خط گیری از دولت فعلی می پردازند... و باید پرسید: که چرا اون زمان که احمدی نژاد برای برداشتن جلیلی از شورای امنیت تلاش می کرد  صحبتی از تبانی این دو نبود؟!! که اینها خود ادل دلیل بر صحت و سقم مواضع و عملکرد های صحیح جناب دکتر جلیلی ست... .

- و به طور کلی من رئیس جمهوری می خوام که بیشتر از اونکه از کشور من چیزی بسازه مثله:(مالزی!!!)... ایرانی بسازه که خون شهدا و دستورات و رهنمون های اسلام و قرآن و انقلاب درش پایمال نشه... گر چه باید به وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم سریعا" رسیدگی کرد... ولی یقینا" راهش سازش و وادادگی به دشمنان و پیگیری سیاست های کثیف غربی نیست... و مردم من امروز اولویت اولشون رو حفظ کیان اسلامشون می دونن نه رفاه مندی و توسعه گری به روش غرب!!!

اولویت رئیس جمهور من ضمانت تقوایی وی است و نه ضمانت اجرائیش!!!

 - و جدای از همه ی اینها... تایید و حمایت سرسختانه ی جناب آقایان:  پناهیان- رحیم پور ازغدی- مصباح یزدی- علم الهدی- علوی-خزعلی- آقا طهرانی- دری نجف آبادی و... بسیاری از انقلابیون و اسلام خواهان و بصیران عرصه ی سیاست و انقلاب... مهر تاییدی بر این اصلحیت است...

یا حق...


 


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


سیخ هست و کباب نیس!
نویسنده : شکیب تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 زمان : 16

نمی دونم چه سریه که قواعد این عالم چرا اینجوریه!؟! که همیشه همه چی یه نقص و نقصانی داره و یه جای کار میلنگه!

برخلاف مواضع مجموعه ی عزیزمون! بنده ی حقیر از ابتدا نسبت به کاندیدای برگزیده و محترم مجموعه، در موضع شک و دودلی بودم و کماکان نیز هستم!!... از این بابت که شخصیت ایشان درین شش - هفت ساله ی اخیر بعد از شهرداری... بگی نگی دچار تغییر و تحولات نچندان قشنگی! شده... جدای از نقاط  قوت ایشان و ضعوف  دیگر کاندیداتورها!! (نسبت به معیار های خاص امت حزب الله و ولی مدارها!) ایشون علی رغم سوابق بسیار خوب و درخشانی که در سالهای دفاع مقدس و امور اجرائی و مدیریتی محوله به ایشان در مابعد مذکور! داشتند... یه چند سالیه که تیپ و ظاهر و گرایشات فکری و محتوای کلامی و جنس بادمجون دور قابچینا و مرتبطین اطراف حضرت مذکور فرق کردن!!... مقدار مدیدی بوی تجمل! تجدد! و نمایش از ما بهترون و ساز و تیریپه حوالی شمالی تهران به چشم می خوره... که چه زیر بار بروند وچه نروند... چه توجیه کنند و چه تحریف و تقصیر! (این موهم قابل انکار نیست...!!) لذا وقتی به (احمدی نژاد نمای سالم دوران!) نگاه می کنم... این ظاهر رو خیلی بیشتر می پسندم و این نوع گفتمان و گرایشات رو خیلی بهتر می بینم... و متاسفانه عدم برخورداری از کمیت  سابقه ی اجرائی و مدیریتی قابل توجه جناب جلیلی! باعث شده که بگم اگه کار قالیباف رو جلیلی داشت و یا منش جلیلی رو قالیباف! چی می شد...!!! گر چه شاید خیلی ها این جابه چایی رو نپسندن... ولی بر طبق روایات و آموزه های دین و انقلاب عزیز ما! این ترکیب! صحیح تر به نظر می رسه...

حالا گرچه بخاطر توان اجرایی و تسلط مدیریتی و برنامه مندی! به سمت قالیباف متمایلم! ولی ماهیت ظاهری، قرابت ولایی! و تقوای رفتاری جلیلی رو با وجود خاطره ی تلخی که محمود به کام حزب الله گذاشت ( و علی رقم حس انزجاری!! که بعد از افتضاحات اخلاقی-ولایی! (ولایتمدار!!!) عزیزمون!! در این سه - چهار سال نسبت به حزب اللهی نما ها شکل گرفت!!) ... بیشتر می پسندم...!! حالا! چی می شد اگر جلیلی معاون اولش رو قالیباف میذاشت یا قالیباف خط مشی خودش رو طریقه ی جلیلی قرار میداد؟!!!

لذا باید منتظر موند و دید که نماینده ی خوش رای حزب الله کی میشه و رو به روی جبهه ی مقابل چه کسی قرار می گیره؟!... که اون زمان اگر به فرض محال امثال (جناب غرضی!!) هم؛ رو به روی امثال (جسمانی و جاهل!) دربیان!!... خوب!...تکلیف رای ما به نفع نام بردست!!!... . 

یا حق...


برچسب ها : ضمیمه
.:: ::.


صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
 

Powered By blogfa.com Copyright © by ghamname
This Themplate  By theme-designer.com